آموزش رشد زندگی حتی با HIV : بریجت پیکو، یک پرستار حرفهای دارای مجوز (LVN)، سفر خود را با HIV به اشتراک میگذارد – از تشخیص و درمان گرفته تا مراقبت و حمایت از سایرین مبتلا به این بیماری. یادداشت ویرایشگر: این داستان برای اختصار، طولانی بودن و وضوح ویرایش شده است. یک پرستار تایید شده مراقبت از ایدز در پالم اسپرینگز، کالیفرنیا، بریجت به عنوان رابط ذینفعان پروژه خوب، یک سازمان غیرانتفاعی که اطلاعات و حمایت از زنان مبتلا به HIV را ارائه می دهد، کار می کند.
بریجت 40 ساله بود که فهمید HIV دارد. او برای یک معاینه معمول سلامت زنان مراجعه کرده بود و از تشخیص شگفت زده شده بود. او به Healthline گفت: «من برای انجام پاپ اسمیر رفتم و پزشک از او پرسید که آیا به آزمایش STI نیاز دارم یا خیر. من به او گفتم: «نه واقعاً، اما تا زمانی که من اینجا هستم، میتوانیم این کار را انجام دهیم» و ببینید، من تشخیص HIV گرفتم.
بریجت به اندازه کافی درباره HIV می دانست تا بداند که درمان در دسترس است.
درمانهای ضدرتروویروسی امروزی میتوانند HIV را به سطوح غیرقابل شناسایی در خون کاهش دهند، که به جلوگیری از عوارض و جلوگیری از انتقال ویروس از فردی به فرد دیگر کمک میکند. برخی از افراد برای درمان اچآیوی نیاز به مصرف تنها یک قرص در روز یا یک تزریق طولانیاثر هر ماه یا هر ماه دیگر دارند، در حالی که برای برخی دیگر ممکن است چندین قرص در روز تجویز شود.
حتی با پیشرفت در درمان، سازگاری با زندگی با HIV می تواند چالش برانگیز باشد. «هنوز روندی وجود داشت که ننگهای قدیمی را کنار بگذاریم، مانند این ایده که بیمار میشوم و میمیرم. بریجت گفت: مغز من بهتر می دانست، اما روح من به این درس نیاز داشت.
“من باید بفهمم که چگونه می توانم زندگی جدیدی را تجربه کنم و در عین حال دوباره ارزیابی کنم که چه کسی هستم و چه کسی فکر می کنم هستم.”
یافتن درمان و حمایت
یکی از اولین چالشهایی که بریجت با آن مواجه شد، یافتن درمان و حمایتی بود که با نیازهای او به عنوان یک زن سیاهپوست مبتلا به HIV مطابقت داشت. اولین دکتری که برای معالجه به او مراجعه کرد احساس حمایت نکرد و به کلینیک دیگری رفت.
او گفت: «حتی بعد از اینکه شروع به رفتن به کلینیکی کردم که در آن احساس میکردم مراقبتهای مورد نیازم را دریافت میکنم، هنوز یک فضای عمدتاً سفیدپوست همجنسگرایان بود. هیچ کس شبیه من نبود، مثل من راه می رفت، مثل من حرف می زد، تجربیات من را داشته باشد. این جمله را می دانید که می توانید در اتاقی پر از مردم تنها باشید؟ این همان چیزی است که احساس می شد.»
بریجت میدانست که زنان سیاهپوست دیگری نیز با اچآیوی زندگی میکنند، اما برای یافتن آنها از طریق رسانههای اجتماعی و پروژه ول باید آنلاین میشد. یافتن زنانی با تجربیات زندگی مشابه برای ایجاد حس اعتماد و درک متقابل مهم بود. او توضیح داد: «به دلیل تمام سیستمهای نژادی ساختاری و نهادی که زنان سیاهپوست با آنها مواجه هستند، هستهای وجود دارد که ما آن را در یکدیگر تشخیص میدهیم». “وقتی از آن به عنوان پایه ای برای تقویت استفاده می کنید، اعتماد را باز می کند و انواع گفتگوهای سختی را که نمی توانید با افراد دیگر داشته باشید باز می کند.”
آموزش رشد زندگی حتی با HIV : بریجت همچنین احساس ارتباط فزاینده ای با سایر افرادی که در کلینیک HIV او تحت مراقبت قرار می گرفتند، پیدا کرد. او دریافت که علیرغم تاریخچههای زندگی متفاوت، آنها میتوانند با چالشها و ناامیدیهای مشترک سازگاری با زندگی با HIV ارتباط برقرار کنند. جامعه ساخته شده من فقط زنان سیاه پوست نیستند. همچنین مردان سیاهپوست همجنسگرا، مردان سفیدپوست همجنسگرا، پزشکانی که از من مراقبت می کنند، افرادی که من می توانم آنها را آموزش دهم، هستند. “آن جامعه دنیای من را به شدت گسترش داده است و توانایی من برای کنار آمدن و احساس دیده شدن را افزایش داده است.”
همیشه مسئولیت توضیح و آموزش بر عهده فرد مبتلا به HIV است و این کار طاقتفرسا است. افرادی که با اچ آی وی زندگی نمی کنند می توانند برخی از مسئولیت ها را از دوش ما بردارند. (منبع)
برای مقالات مرتبط به این صفحه سری بزنید
فروشگاه لاغری شاپ |







